
جايگاه فردوسی در فرهنگ ملل آسيای مركزی اف و ديگران برآناند كه بعضي از وقايع و تصاوير «شاهنامه»، از جمله طلوع و غروب آفتاب، تصوير و توصيف است، تصوير نبردها، لشكركشي، تصوير طبيعت، بيان افكار بشر دوستي و ميهن پرستي داستانها و حماسههاي ملل آسياي مركزي به وقايع و تصاوير «شاهنامه» شباهت شگفت انگيزي دارند. گذشته از اين، مفهوم «هفت پيروزي بر نيروهاي بدي و اهريمني كه در «شاهنامه»ي فردوسي در صورت «هفت خان» رستم و «هفت خان» اسفنديار به چشم ميخورد، در داستان عاميانهي «گور اوغلي» تاجيكان («عوض» يكي از قهرمانان اين حماسه كه بر دشمنان پيروز ميگردد) شباهت دارد...
√
مقامه و مقامه نويسی در ادبيات عرب، فارسی دری و غرب خاصي از نثر عربي اطلاق شد. اين واژه در دوره ی اسلامي در معناي مجلسي به كار رفت كه شخصي در برابر خليفه يا پادشاه بايستد و پند و موعظه كند. در دوره ی بني اميه و عباسيان، مقامه بار ديگر اندكي تحول يافت و بر اجتماعات و جلساتي اطلاق شد كه در آن، شاهان و خلفا از زهاد پذيرايي مي كردند و از آنان پند و اندرز مي گرفتند؛ چنانكه هشام از خالد بن صفوان اندرز مي گرفت. واژه ی مذبور در اين مرحله از تحول توقف نكرد و از اواخر قرن چهارم هجري بر يكي از شاخه هاي فن قصه نويسي در زبان عربي اطلاق گرديد كه اين تحول و دگرگوني در معناي لغوي كلمه، تحول ديگري نيز همراه داشت و آن بيرون آمدن مقامه از انحصار دربار خلفا ...
رمضان فرصتی براي تقويت ارادهديگرپيروزي هاي ارجمندانه در تاريخ اسلام در همين ماه مبارک به وقوع پيوسته است که آخرين آن پيروزي در جنگ شش اکتوبر در مقابل يهوديان است که سربازان مسلمان با دهن روزه به مصاف دشمن رفتند، شايد انگيزه ي اصلي اين پيروزي ها همانا آراسته بودن به معنويات راستينی که روزه در وجود انسان آنها را نهادينه مي سازد، باشد؛ از مهمترين اين معنويات، تقويت اراده ي انساني در هر مستوايی که باشد، است؛ چنانچه روزه، نهادينه شدن تقوا و پرهيزکاري را در وجود انسان هدف قرار مي دهد، همچنان پايه هاي اراده ي آزاد و راستين را در وجود انسان راسخ و استوار مي سازد، و نيز چنانچه درون مايه، جوهر و حقيقت اخلاص، هما....
√
خبرنگاران ازانتخابات میگویند به باور وی اگر انتخابات به صورت شفاف و عادلانه برگزار شود، روی تأمین دموکراسی در کشور تاثیر مثبت خواهد گذاشت؛ اما درسال گذشته ما شاهد دو انتخابات، ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی بودیم که تقلب بسیار گسترده صورت گرفت و در حال حاضرم هم به دلایل مسایل امنیتی این امکان وجود دارد که انتخابات شفاف نباشد. مدیر خبر تلویزیون سبا، با ابراز نگرانی میگوید: «مخالفان مسلح تلاش دارند در آستانهی برگزاری انتخابات، اوضاع امنیتی را خرابتر کنند و به همین دلیل این مخالفان جنگ را به سمت شمال کشور کشانیدند تا به محلات ستاد انتخاباتی و مراکز رای دهی حملاتی را انجام دهند.»....
حکمروای متقلب با پیروزی ننگین اثر: ع – اشک افشان انزجار روح پدر از رسوایی فرزند تقلبکار حامد ! ای فرزند بی پروای من ! گوش کن از زیر خاک آوای من ای فتاده زیر سنگ انتقاد ! وی سوار مرکبِ لنگ مراد ! پیشتر ازهر کسی قانون شکن گشته یی معروف نزد مرد وزن ای شده ابزار دست اجنبی ! کس ندید ه مثل تو فرد غبی گفته بودم : آبروی من مریز باش دایم حق گرا، باطل ستیز گفته بودم : یار بد کیشان مباش خاک برچشمان حق بینان مپاش گرهمی خواهی بگردی پیشَرو جز به پای مردم خود ره مرو ای که داری صِرف دنیا را تلاش یک کمی در فکرعقبی نیز باش رفیقی می گزینی زین دیار گر هوش کن نبود شریرو فتنه کار وا دریغ اندرز من بی جای شد آبرویم با تو زیر پــــای شد بینمت از خیل مردم نیستی بهر زاغ فتنه جز دُم نیستی انتخاباتی که ره افتاده بود رأی منفی برتو مردم داده بود لیک بیشرمانه گفتی : فایقم زانکه من اندر تقلب لایقم با تقلب رهبر(!) مردم شوم بی تقلب زین میانه گم شوم از عمل های توای بی ننگ وآب روح من اوفتاده اینجا در عذاب از برای انتصابت ، آه ، آه کودتایی اوفتاد امروز راه ناگهان دیدند رأی شش نفر شد زشش ملیون انسان معتبر فتح ننگین تو بو ما تم گرفت بوی رسوا گشتنت عالم گرفت زاندمی که فکرمسند کرده یی جزمصیبت بروطن ناورده یی ننگ باشد بر تو نام زیستی چون رئیس غیر قانونیستی ازسوی یک مرجع بی اعتبار گشته یی گویا زعیم این دیار تو مقرر گشته یی ، نی منتخب آنهم ازسوی دو سه رسوا لقب پیش تو شایسته سالاری کجا از تملق بیشتر دارد بها کارتیم تو که فسق است وفجور ماندن دام است وتزویراست وزور گستریده هر طرف دامن فساد هرکسی زین وضع گوید : داد، داد حاکمی گررشته با مردم گسست دولتش معروض برنابودی است گرنجویی مردمی ای مرد خام ! حکمرانی ات کجا آرد دوام ؟ ای زسمع حق همی گوش تو کر وی فگنده زیر پا نام پدر ! بعد ازاین اینجا به پیش جمله کس حرف صدق وراستی کذب است وبس چون دموکراسی فریبی بیش نیست مارخوش خط حاصلش جزنیش نیست در دیاری گر دموکراسی بمُرد سیل بربادی ورا خواهد ببُرد کشورت جغرافیای خدعه شد ذبح، عزت زیر پای خدعه شد شاهراه آرزو مسدود گشت آدمیت زین وطن نابود گشت تا قیامت کس نمی گیرد نشان از دموکراسی ، که اینجا داده جان ای به نیرنگ اندرین گیتی توطاق ! از تو کشور شد شکار اختناق ای سپهسالار کوی فاجعه ! برده یی کشور به سوی فاجعه کشتن مهر و عدالت کار تو غیردزدان کس نباشد یارتو با به ظاهرآدمان ، درفعل گرگ بودنت باشد بسی ننگِ بزرگ چون به دَورت نیست جز اهل غرض در دل آنان بود صد ها مرض احترام مرد و زن بادت حرام چون تو اکنون نیستی غیرازغلام روح من نارام از اعمال تست جمله نفرین های عالم مال تست با چنین رسوایی و ذلت ، بگو نیست بِه، رفتن دل گوری فرو؟ بی چراغ مردمی ره گم شدی سلب قدرت به که بی مردم شدی !